Biblioteca Contemporanea

  • Title: زندگی جنگ و دیگر هیچ
  • Author: Oriana Fallaci لیلی گلستان
  • ISBN: null
  • Page: 105
  • Format: None
  • Biblioteca Contemporanea

    • زندگی جنگ و دیگر هیچ >> Oriana Fallaci لیلی گلستان
      105 Oriana Fallaci لیلی گلستان
    • thumbnail Title: زندگی جنگ و دیگر هیچ >> Oriana Fallaci لیلی گلستان
      Posted by:Oriana Fallaci لیلی گلستان
      Published :2019-02-25T15:40:34+00:00

    About "Oriana Fallaci لیلی گلستان"

    1. Oriana Fallaci لیلی گلستان

      Fallaci was born in Florence, Italy During World War II, she joined the resistance despite her youth, in the democratic armed group Giustizia e Libert Her father Edoardo Fallaci, a cabinet maker in Florence, was a political activist struggling to put an end to the dictatorship of Italian fascist leader Benito Mussolini It was during this period that Fallaci was first exposed to the atrocities of war.Fallaci began her journalistic career in her teens, becoming a special correspondent for the Italian paper Il mattino dell Italia centrale in 1946 Since 1967 she worked as a war correspondent, in Vietnam, for the Indo Pakistani War, in the Middle East and in South America For many years, Fallaci was a special correspondent for the political magazine L Europeo and wrote for a number of leading newspapers and Epoca magazine During the 1968 Tlatelolco massacre prior to the 1968 Summer Olympics, Fallaci was shot three times, dragged down stairs by her hair, and left for dead by Mexican forces According to The New Yorker, her former support of the student activists devolved into a dislike of Mexicans The demonstrations by immigrants in the United States these past few months disgust her, especially when protesters displayed the Mexican flag I don t love the Mexicans, Fallaci said, invoking her nasty treatment at the hands of Mexican police in 1968 If you hold a gun and say, Choose who is worse between the Muslims and the Mexicans, I have a moment of hesitation Then I choose the Muslims, because they have broken my balls In the late 1970s, she had an affair with the subject of one of her interviews, Alexandros Panagoulis, who had been a solitary figure in the Greek resistance against the 1967 dictatorship, having been captured, heavily tortured and imprisoned for his unsuccessful assassination attempt against dictator and ex Colonel Georgios Papadopoulos Panagoulis died in 1976, under controversial circumstances, in a road accident Fallaci maintained that Panagoulis was assassinated by remnants of the Greek military junta and her book Un Uomo A Man was inspired by the life of Panagoulis.During her 1972 interview with Henry Kissinger, Kissinger agreed that the Vietnam War was a useless war and compared himself to the cowboy who leads the wagon train by riding ahead alone on his horse.Kissinger later wrote that it was the single most disastrous conversation I have ever had with any member of the press She has written several novels uncomfortably close to raw reality which have been bestsellers in Italy and widely translated Fallaci, a fully emancipated and successful woman in the man s world of international political and battlefront journalism, has antagonized many feminists by her outright individualism, her championship of motherhood, and her idolization of heroic manhood In journalism, her critics have felt that she has outraged the conventions of interviewing and reporting As a novelist, she shatters the invisible diaphragm of literariness, and is accused of betraying, or simply failing literature Fallaci has twice received the St Vincent Prize for journalism, as well as the Bancarella Prize 1971 for Nothing, and So Be It Viareggio Prize 1979 , for Un uomo Romanzo and Prix Antibes, 1993, for Inshallah She received a D.Litt from Columbia College Chicago She has lectured at the University of Chicago, Yale University, Harvard University, and Columbia University citation needed Fallaci s writings have been translated into 21 languages including English, Spanish, French, Dutch, German, Greek, Swedish, Polish, Croatian and Slovenian.Fallaci was a life long heavy smoker She died on September 15, 2006 in her native Florence from breast cancer.

    596 thoughts on “زندگی جنگ و دیگر هیچ”

    1. Niente e così sia = Nothing And Amen, Oriana Fallaci تاریخ نخستین خوانش: سال 1972 میلادیعنوان: زندگی جنگ و دیگر هیچ - گزارشی از ویتنام و مکزیک؛ نویسنده: اوریانا فالاچی؛ مترجم: لیلی گلستان؛ تهران، امیرکبیر، چاپ نخست 1350، در 429 ص، مصور، چاپ هفتم 1356؛ چاپ هشتم 1381؛ چاپ نهم 1383؛ چاپ دهم 1386؛ چاپ چهاردهم 1393؛ موضو [...]


    2. من برای شناخت بشریت به اینجا آمده ام به خاطر اینکه دلم میخواهد بفهمم مردی که مرد دیگری را میکشد در جست و جوی چیست و وقتی که آخرین گلوله را در بدن مردی فرو میکند به چه می اندیشد. من برای ثابت کردن عقیده ای که همیشه به آن معتقد بوده ام به اینجا آمده ام و آن پوچی و احمقانه بودن جنگ اس [...]


    3. چه فرقی هست بین مردی که در بالکن خانه‌اش کشته می شود با مردی که در خندقی کشته می شود. آیا عادلانه است که برای واقعه اول شهری را به آتش بکشند و برای واقعه دوم کبریتی هم روشن نکنند؟ به من بگو آیا درست است قاتلی را که با شلیک گلوله کسی را کشته به روی صندلی الکتریک بنشانند و بعد به اف [...]



    4. Non è facile commentare un libro come questo.Riletto dopo tanti anni, credo di averlo veramente "capito" solo oggi.Al momento riesco a definirlo con un'unica parola: straordinario.E che nessuno venga a dirmi che la Fallaci con l'età è cambiata, impazzita, rincitrullita. Qui ci sono lo stesso rispetto per l'Uomo, lo stesso orrore per la violenza e la guerra, lo stesso amore per la vita che si ritrovano nelle opere della maturità. Per accorgersene, basta leggerle.


    5. معجزه تولد را دوست بدارید.زندگی، جنگ و دیگر هیچ روایتی بی نقص، صادقانه، بی طرف و قابل تحسین از جنگ ویتنامِ روایتی که هر آدمی باید صفحات ش رو ورق بزنه، تک تک این اتفاقات و احساسات رو بخونه و دردش رو تصور کنه.راستی به من بگو: چه فرقی هست بین مردی که در بالکن خانه اش کشته می شود با مر [...]


    6. Il primo libro che ho letto della signora Fallaci è stato Niente e così sia, nel 1970. Avevo 14 anni. Mi fanno ridere, ma proprio tanto ridere coloro che l'accusano di razzismo. Proprio vero che la gente parla solo perché ha la bocca. Basterebbe leggere questo diario, che racconta della sua esperienza in Vietnam e, alla fine, dell'episodio che l'ha vista coinvolta in Messico, assieme agli studenti, nella sparatoria nella Piazza delle tre culture, per capire chi è questa donna. Non certo una [...]


    7. واقعا سخته نظر دادن درباره ی این کتابروایتی تلخ از جنگ و بیهوده بودنشجزو بهترین کتابایی بود که درباره جنگ خوندم


    8. حسی که فالاچی از جنگ به آدم میده، و اینکه سعی می‌کنه تا جای ممکن آدم‌ها رو قضاوت نکنه واقعا قابل تحسینه.قلم نویسنده واقعا خیلی قویه، و من رو که از واقعا برانگیخت. تا حد خوبی بی‌طرف بود واقعا واجب شد که یه سر بریم ویتنام، این بهشت گمشده رو ببینیمراستی، سایگون همون هوشی مینه ی ا [...]


    9. Libro strepitoso e illuminato. Una lucidità che lascia esterrefatti, soprattutto valutando oggi pagine di 40 anni fa. E poi è scritto da dio. Solo per la forma dell'italiano, per la dinamica fulminante e sobria dei periodi, questo libro andrebbe letto nei licei. In assoluto è il testo della Fallaci che preferisco.


    10. خیلی خوب شروع و با جمله های خیلی خوبتری تموم میشه اما خیلی طولانیه و تکرار توش زیاده یه خورده آدم و خسته میکنه !


    11. زندگی حجمی‌ست که باید پرش کنیم. حتی اگر اشتباه پرش کنیم، به درک. اشتباه کردن بهتر از هیچ کاری نکردن است


    12. يك تجربه استثنايي از ذات بد بشر در مقابل ذات خوب بشرفالاچي براي من دررتبه اول نويسنده هاستچون رئال مي نويسه و به معني واقعي كلمه روح بيقراري داره و هيچ چيز آرومش نميكنهصفحه هاي آخر كتاب ميگه آخرين حربه قدرتها براي آروم كردن مردم و اين كه دنبال حقشون نباشن مواد مخدره اينطوري هي [...]


    13. زندگی جنگ ودیگر هیچ.روایت میکند که در یک طرف دنیابحث بر سر اینست که آیا می توان قلب بیماری را که فقط ده دقیقه از زندگیش باقیست، به جای قلب بیمار دیگری گذاشت تا شفا یابد؟ در حالی که در طرفی دیگر هیچکس از خودش نمی پرسد آیا صحیح است جان یک عده انسان پاک و سالم را بگیرند؟ ومن این روزه [...]


    14. چقدر حسودیم شد به خانم فالاچی! این شجاعت و جسارت کار هر کسی نیست بودن توی صحنه‌های جنگ و لمسش از نزدیک با چند تا فیلم جنگی دیدن خیلی خیلی فرق داره و اینو هممون میدونیم «و تازه متوجه شده بود که جنگ فقط روی پرده‌های سینما چیز جالبی است.»نمیدونم چه واژه‌ای رو باید بکار ببرم چون اگ [...]


    15. الان مصاحبه‌ام با كي را براي روزنامه‌ام فرستادم. و حالا سوار يك تاكسي مي‌شوم و به گوواپ مي‌روم تا او را پيدا كنم. آيا او مرا خواهد شناخت؟ يك هفته گذشته و بچه‌ها زود فراموش مي‌كنند. اميدوار باشم كه به پيشوازم بيايد، كه لبخند بزند، كه مرا بشناسد.شبكمي از در سبز رنگ گذشته بودم ك [...]


    16. - بو را حس میکنی ؟ آره از کجاست ؟ از کنار این سنگ.نه از زیر این تکه پارچه است و شاید هم از زیر روزنامه.در زیر روزنامه یک طفل برهنه دیده میشد. حدود چهار سال داشت. در دستش سیب نیم خورده ای را محکم گرفته بودص 193چطور عملی که اگر در زمان صلح اتفاق می افتاد؛ فریاد قضات، روانشناسان و کشیشه [...]


    17. اوریانا فالاچی حبرنگار زنی بود که به گمانم در زمان جنگ ویتنام و آمریکا که بی شک نبردی نا عادلانه بود در ویتنام به سر میبرد و ماحصل این سفرش کتابهائی چون نامه به کودکی که هر گز زاده نشد و همین کتاب مذکور است او گزارشات مستند و تکان دهنده ای در نوشته های خود از نبرد میان ویت کنگها [...]


    18. زندگی، جنگ و دیگر هیچ گزارشی از سفر اوریانا فالاچی به ویتنام و مکزیک است.اوریانا فالاچی موفق به دریافت جایزه بانکارلا ۱۹۷۰ برای این کتاب شد.چاپ این کتاب بعد از جنگ ویتنام نه تنها برای فالاچی شهرتی جهانی به بار آورد که حتی باعث شد بسیاری از آنها که از جنگ ویتنام دفاع می‌کردند ن [...]


    19. در جنگ ترحم کلمه ی بی معنایی است.تو یک تفنگ داری و او هم یک تفنگ دارد.تو شلیک می کنی و او هم شلیک می کند کسی که زودتر این کار را بکند زودتر می کشد و اگر او هم تو را بکشد مثل این است که تو او را کشته ای.****************************************************************************زندگی است.بعضی اوقات تو حس می کنی که دو چش [...]


    20. اوریانا فلاچی، بدون شک یکی از محبوب ترین نویسنده های من هستچون توی کتاباش از واقعیت می نویسهواقعیتهایی که ما بعضی وقتا دوست نداریم بدونیم و چشمامون رو می بندیمتوی این کتاب ، به خوبی چهره ضد انسانی و ضد ارزشی جنگ ترسیم شدهشجاعت این نویسنده واسم تحسین بر انگیزه


    21. کتاب فوق العاده ایه و درد و تلخی جنگ، معنای زندگی و پوچی جنگ رو در کنار بشری که نه سیاه است نه سپید بلکه خاکستریست، به زیبایی و با جزییات عالی نشون می ده


    22. کتاب را در دوره‌ای خواندم که حال روحی خیلی بدی داشتم و هنوز اثری که کتاب در من ایجاد کرد را حس می‌کنم. از میان کلمات این کتاب جنگ را دیدم.


    23. زندگی یک نوع محکومیت به مرگ است و درست به همین خاطر است که باید آن را طی کنیم، بدون قدمی به اشتباه و بدون آنکه یک ثانیه به خواب رویم و بدون آنکه تردید کنیم که اشتباه می کنیم و یا فکر شکستنش را بکنیم. باید آن را طی کنیم، ما که انسان هستیم و نه فرشته . و نه حیوان ما که بشر هستیم.بیا خو [...]


    24. دارم از روی ترجمه‌ی خانوم لیلی گلستان می‌خونمش امادوست داشتم این کار فالاچی رو هم با ترجمه‌ي یغما گلرویی بخونم. تا اینجاش که به نظرم ترجمه‌ش بد بوده.کتابش -از نظر مفهموم- مثل کارهای دیگه‌ای که از فالاچی خوندم خوب بوده و من رو مجذوب خودش کرده.---خوندنش دیروز تموم شد. بخش مربوط [...]


    25. در بيرون صداى هميشگى توپ ها شنيده مى شود و حرف هاى امروز صبح فرانسوا را به ياد مى آورم "وقتى جنگ را بشناسيم ، گريستن كار آسانى نخواهد بود" ولى من به خود اجازه گريستن ميدهم "در اين كره سه ميليارد مرد زندگى مى كند و من براى هر يك از آنها مى گريم"


    26. فقط باید بخونیش تا بفهمیش البته شاید آخرش قبولش نکنی و بگی اغراق کرده و بد بینه و شروع کنی با فلسفیدن برای برخی کارها دلیل تراش کردن ولی هیچکدوم مهم نیست و اصلا و ابدا اهمییتی نداره.یه چیزی که فکر میکنم فرانسوا گفت این بود که آدم باید به یه چیزی ایمان داشته باشه.و من به اوریانا ا [...]


    27. ترجمه از کارهائ فالاچی به فارسی بسیار زیباست و آنها را بسیار خواندنی میکند.The translaton of Fallaci'w work into Farsi is very beautiful which makes their reading very enjoyable experience.




    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *